عبد الحسين نوايى

192

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

تزلزلى پيدا كرد . به خصوص كه نمايندگان خارجى با اين كابينه نظر خوشى ابراز نمىداشتند . زيرا جنبهء مقاومت اعضاى كابينه نسبة بسيار قوى بود . مثلا از جمله عدم موافقت‌هاى انگليس اين‌كه وقتى دولت ايران براى استخدام مستشاران سوئدى خواست همان اضافهء ده درصد گمركات را اجراء نمايد ، دولت انگليس به اين علت كه آن پيشنهاد فقط براى استخدام افسران انگليسى بوده حاضر نشد كه « اضافه خراجى بر اجناس انگليسى » ببندد . روز 8 فوريه ، ابو القاسم خان ناصر الملك كه به نيابت سلطنت انتخاب شده و تا اين تاريخ در اروپا بود به ايران آمد . وقتى خبر آمدن نايب السلطنه محقق شد ، مستوفى الممالك اظهار كرد كه به مجرد ورود ايشان كابينه تغيير خواهد يافت . در موقع ورود ناصر الملك ، روسها قسمتى از قواى خود را از قزوين خارج كرده آن را علامت احترام به نايب السلطنه وانمود كردند . اما درحقيقت اين عمل به مناسبت وزارت خارجهء محتشم السلطنه بود كه شهرت داشت روابط مساعدى با روسها دارد . در صورتى كه نواب گذشته از آن كه خيلى تند و صريح بود ، به علت آن كه عباسقلى خان برادرش تبعهء انگليس و منشى سفارت آن دولت در طهران بود ، مقامات روسى از او احتراز مىكردند . نايب السلطنه در استقرار به كار خود ترديد فراوان به خرج داد . مىخواست كه اعضاء مجلس را از اختلافات حزبى و مرامى بر كنار داشته همه را مطيع خود نمايد . اما خواهيم ديد كه نتوانست و خود اين كار عملى نبود و با اين‌كه روز 13 صفر جميع وكلا را دعوت و به اتفاق كلمه تشويق نمود كارى از پيش نبرد . روز 24 فوريهء 1911 برابر با 24 صفر كابينه استعفا كرد و اكثريت مجلس يعنى ( اعتداليون ) به سپهدار تنكابنى اظهار تمايل نمودند . دومين كابينهء دموكرات مستوفى الممالك بر اثر فشار عوامل خارجى كه يك وزير را توهين كردند و ديگرى را به تير طپانچه مقتول نمودند ساقط و اكثريت مجلس كابينه‌اى اعتدالى روى كار آورد و باز سپهدار رئيس الوزرا شد .